سلام بر تو بانوي بانوان . . .

19 05 2008

نخل هاي خاک آلود فدک هنوز از ستمي که بر تو روا داشته مي گويند ، زندگي تو گواه مظلوميت همه دودمان هابيل است ، همچنانکه وجود تو گواه قدس و عصمت خدا بر زمينيان بود . . . تازيانه اي که بر پيکر نازنين تو فرو کوفتند ، تبري بود که بندگان بت به انتقام نابودي اصنام بر پيکر توحيد ابراهيم فرود آوردند. هماره شرمسار باد دستي که بر گونه خداگون تو سيلي زد ، دريغا دل اگر در غم تو پاره شود شگفت نيست، چرا که شکستن پهلوي تو عظيمتر از شکستن ديوار کعبه بود ، و چون قامت استوار ترا به ستم بر خاک نشاندند دين از پاي افتاد . . .

ما منتظران پسر فاطمه هستيم ...

با تمام دل بر تو مي گرييم که نماد وحي بودي و وديعه رحمت خدا بر آدميان ، و چون ترا کشتند انسانيت بي مادر شد و خون هابيل از رگ حيات هر انسان در گستره تاريخ از نو جوشيد و مظلوميت داغ زخمي شد بر جبين زندگي مومنان ، و حيات پژمرد و اوراق قرآن به تطاول طوفان پراکند ، و علي (ع) تنها ماند. . . و بشريت در گرداب فاجعه افتاد..
سلام بر تو ! بانوي بانوان . . . کدامين واژه را بايد به خدمت گرفت تا بيانگر ابعاد ستمديدگي تو باشد ؟ چگونه در کلمات مي توان ژرفاي ظلمت شب و گم شدن آفتاب را توصيف کرد !؟
چون تو به خاک رفتي ، نجات انسان که تازه آغاز شده بود به خاک رفت ، و ستمديدگان تاريخ برق شادي از چشم فرو نهادند ، و دگر بار ظلمت چيره شد و فرزندان تو در تمامي اعصار يتيم ماندند. . . و اينک آواي باد در گيسوي غبارآلود نخلهاي فدک ضجه يتيمان بي مادر مانده توست که درد را در درازاي تاريخ اسلام ، از قلبي به قلبي تحويل مي دهند و زنجير ستم را از پايي به پايي ، به ارث مي برند.
سلام بر تو . . .بانوي بانوان !
                                                         ما منتظران پسر فاطمه ( مهدي ) هستيم . . .


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: