شناخت صحیح چراغی است که در پشت صحبت های سیاسیون و اظهار نظرهای این روزها میتواند حق را از باطل جدا کند .
معرفی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی
در شهر یزد مادرش قبل از تولد او خوابی شگفت انگیز می بیند ، در تعبیر آن خواب – که بدنیا آوردن قرآن بود- به پدرش می گویند:” خداوند به شما فرزندی عطا خواهد کرد که حامی قرآن خواهد بود.” و محمد تقی در روز 17 ربیع الاول سال1353 ه.ق دیده به جهان گشود.

محمد بعد از دوره ابتدایی ، به تحصیل علوم دینی پرداخت و در 17 سالگی برای تحصیل به همراه خانواده به نجف عزیمت کرد اما بعد از یکسال به علت مشکلات مالی و اینکه پدرش نتوانست شغلی مناسب در نجف پیدا کند به همراه خانواده به ایران بازگشتند و خانواده او در تهران ساکن شدند اما محمد در قم مشغول تحصیل شد.
محمد هشت سال در درس آیت الله بروجردی و دو سال در درس آیت الله اراکی و هشت سال هم در درس فقه و اصول حضرت امام خمینی حضور داشت. پیشرفت او در فقه و اصول به قدری بود که در 23 سالگی که ازدواج کرد ، یک صاحب نظر بود و از 27 سالگی دیگر تقلید نکرد.
در زمانی که او در مدرسه حجتیه قم اقامت داشت ، همسایه ای در کنار مدرسه زندگی میکرد که چهره ای نورانی و جذاب داشت و به مرور تقیدش به سحرخیزی و زیارت حضرت معصومه (س) و برنامه های عبادی روزانه محمد را به او جذب کرد و این مقدمه آشنایی محمد با آیت الله بهجت بود وکم کم او از مقام علمی و فقاهتی آیت الله بهجت با خبر شد و 15 سال از محضر ایشان استفاده کرد اما در این مدت کلاس ها منحصر به مسائل علمی و عبادی نبود . . .
آیت الله العظمی بهجت مشوق اصلی آیت الله مصباح در پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی بودند به طوری که در کلاس به صورت های مختلف بیان می کردند که :
” اگر کسی که تقید به مسائل علمی و معنوی دارد به اوضاع سیاسی و اجتماعی نپردازد ، روزگاری بیاید که جو سیاست اجتماع به دست نااهلان بیافتد و جامعه را از مسیر خودش منحرف بکند . . .”
در آن زمان آیت الله بهجت در ارتباط با مسایل سیاسی پیغام های خاصی را به حضرت امام خمینی می دادند که در یکی از موارد آیت الله مصباح و یکی دیگر از شاگردان این پیام را به امام رساندند.
اما تنها این بزرگان اساتید آیت الله مصباح نبودند بلکه ایشان 14 سال از درس علامه طباطبایی سود جست و بعد از آن هم 10 سال در جلسات هفتگی ایشان حضور داشت . در این مدت علامه گاهی در نوشتن تفسیر المیزان از نظرات شاگرد خود استفاده می کرد و یکبار که با نظر مصباح قسمتی از تفسیر تغییر کرد در جمعی علامه فرمودند که ” آقای مصباح هم در تفسیر ما شریک شده است“. . .
بعد از مدتی آقای مصباح دیگر به شاگرد خصوصی علامه تبدیل شده بود و حتی در تابستان ها هم که علامه به منطقه درکه تهران میامدند در خدمت ایشان حضور داشتند و علامه طباطبایی استاد اخلاق آقای مصباح درباره شاگرد خود فرمودند :
” مصباح در میان شاگردان من ، مانند انجیر در میان سایر میوه هاست ، چرا که او هیچ چیز زائد و دور ریختنی ندارد.”
( ادامه دارد . . . )




اين حرفها رو ميزاشتي صبح بشه بعدا مي نوشتي كه كسي نفهمه …